رفتن به محتوای اصلی

اشتباهاتی که در حق فرزندانمان مرتکب می‌شویم

 

گاهی پدر و مادرها با شیوه‌های تربیتی اشتباه باعث شرایطی می‌شوند که بعدها از نحوه رفتار با بچه‌هایشان پشیمان می‌شوند ولی ممکن است کار از کار گذشته باشد. اما معمولا ما در حق بچه‌هایمان چه اشتباه‌هایی مرتکب می‌شویم؟

 

مهارت زندگی والدین

از بچه‌ها بت می‌سازیم

این روزها در بسیاری از خانواده‌ها بچه‌ها در مرکز توجه‌اند. بچه‌ها از چنین شرایطی کیف می‌کنند و البته خود پدر و مادرها هم لذت می‌برند چون برای آنها هیچ چیز زیباتر از لحظات شادی بچه‌هایشان نیست. باید حواس‌مان باشد که باید بچه‌ها را دوست داشت نباید آنها را پرستش کرد. وقتی ما طوری با آنها برخورد می‌کنیم که انگار مرکز جهان‌اند از آنها یک بت تو خالی می‌سازیم. و البته وقتی آنها بزرگ‌تر شدند در جامعه کسی مثل ما با آنها برخورد نمی‌کند و همین می‌تواند شروع دردسر و افسردگی باشد.

 

واقعیت را درباره‌ی بچه‌ها نمی‌پذیریم

خیلی از کسانی که با بچه‌ها کار می‌کنند می‌گویند این روزها پدر و مادرها دوست ندارند هیچ حرف منفی‌ای درباره فرزندشان بشنوند. واقعیت تلخ است اما اگر با چشم باز به این واقعیت‌ها نگاه کنیم و حقایق را بشنویم حتما به نفع خودمان و بچه‌هایمان خواهد بود. ما قبل از اینکه اوضاع از کنترل خارج شود می‌توانیم قطار را به ریل برگردانیم. هیچ چیز سخت‌تر از حل مسئله با بچه‌ای که به مشکل دچار شده و پدر و مادری که عصبانی هستند نیست.

 

فراموش می‌کنیم که پدر و مادر هستیم نه بیشتر نه کمتر

یکی از دردسرها وقتی شروع می‌شود که پدر و مادرها می‌خواهند «پدر و مادر» نباشند و نقش جذاب‌تری داشته باشند. به عنوان والدین بچه‌ها ما دوست داریم که آنها هم ما را دوست داشته باشند. اگر بخواهیم به مقررات جدی خانواده پایبند باشیم آنها غر می‌زنند و آرزو می‌کنند کاش بچه خانواده دیگری بودند. نباید از وظایف و مسئولیت‌هایی که لازمه وظیفه پدر و مادری است به خاطر خوشحالی بچه‌ها کوتاه بیاییم.

 

اجازه نمی‌دهیم بچگی کنند

اگر بچه‌هایمان نقاشی قشنگی بکشند ما در رویاهایمان آنها را پیکاسو می‌بینیم. اگر آهنگ قشنگی بخوانند از همین الان آنها را در حال هنرنمایی روی صحنه‌ها می‌بینیم. همین رویاها باعث می‌شود گاهی بچه‌ها را وادار کنیم وارد راهی بشوند که لزوما برای آن ساخته نشده‌اند.

بچه‌ها را مجبور نکنیم کلاس ویلونی بروند که دوست ندارند و به زودی آن را کنار می‌گذارند و تا ابد از صدای ویلون متنفر می‌شوند. تا وقتی این موجودات کوچولو مشغول بازی با اسباب‌بازی‌ها و خواند قصه‌های کودکانه‌شان هستند بگذاریم به همین زندگی طبیعی‌شان ادامه بدهند و تلاش نکنیم از همان کودکی یک هنرمند بزرگ در وجودشان بتراشیم.

 

فقط خوب حرف نزنیم خوب رفتار کنیم

مهم نیست ما در سخنرانی‌هایمان برای بچه‌های کوچولو چقدر حرف‌های مهم بزنیم و تعبیرهای زیبا به کار ببریم، آنها از روی رفتار ما یاد می‌گیرند چه طور عمل کنند. اگر یک روز که در محل کار به مشکلی برخوردیم به خانه بیاییم و به زمین و زمان بد و بیراه بگوییم و افسرده بشویم این درست چیزی است که بچه‌ها از ما یاد می‌گیرند. آنها هم وقتی در زندگی به مشکلی برخوردند همین کار را می‌کنند.

هر چقدر می‌خواهید برای بچه‌ها در مورد زشتی دروغ گفتن سخنرانی کنید. به جای آن وقتی برای نرفتن به مهمانی تلفن می‌کنید و دروغ می‌گویید که حال‌تان خوش نیست، بچه همین رفتار را می‌بیند و یاد می‌گیرد. خوب حرف نزنیم، خوب عمل کنیم.

 

برگرفته از وبسایت pelak5.org

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برگشت به بالا